محمد مهاجری: لازم است سناریوی «اگر جنگ نشد» را مدیریت کنیم
فعالان سیاسی معتقدند که کشور همزمان با تلاش برای توافق در بیرون، باید زمینههای اصلاح شیوه حکمرانی و دستیابی به یک توافق ملی در درون را نیز در دستور کار قرار بدهد.
سناریوهای پیش روی کشور کدام است؟ وقتی نظام سیاسی در مسیر تنش زدایی و توافق بیرونی گام بر میدارد، در درون کشور چه نوع راهبردها، اصلاحات و تدابیری مورد نیاز است؟ آیا توافق در بیرون بدون توجه به مطالبات مردم در درون، پایدار خواهد بود؟ . این پرسشها و پرسشهایی مانند این روزها برای بسیاری از فعالان سیاسی و تحلیلگران به عنوان یک معادله جدی مطرح شده است.
به گزارش اعتماد، در روزهایی که سرنوشت مذاکرات ایران و امریکا به چالش ذهنی بسیاری از ایرانیان بدل شده، سراغ فعالان سیاسی و تحلیلگران رفتیم تا پاسخی برای این دوگانه بیابد که اگر توافق شد چه باید کرد و اگر توافق نشد چه باید کرد؟
محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا و محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم هر کدام از زاویه دید خود به این پرسشها پاسخ دادهاند. جان مایه کلام این دو تحلیلگر و بسیاری از فعالان سیاسی دیگر این است که سیستم همزمان با تلاش برای توافق در بیرون باید زمینههای اصلاح شیوه حکمرانی و دستیابی به یک توافق ملی در درون را نیز در دستور کار قرار بدهد. آگاهی از این واقعیت که آیا نظام حکمرانی ایران میتواند به یک چنین دستاورد متوازنی در داخل و خارج کشور برسد یا نه؟ موضوعی است که تنها گذشت زمان ابعاد پنهان آن را نمایان میکند.
محمد مهاجری: لازم است سناریوی «اگر جنگ نشد» را مدیریت کنیم
محمد مهاجری، تحلیلگر و فعال سیاسی اصولگرا با تأکید بر ضرورت همزمانی مذاکرات خارجی با اصلاحات درونی، میگوید: در شرایطی که کشور در معرض جنگ روانی و فشارهای فزاینده خارجی قرار دارد، بیتوجهی به نارضایتیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میتواند اقتصاد و ثبات روانی جامعه را بیش از پیش دچار آسیب کند.
محمد مهاجری درباره همزمانی مذاکرات خارجی با ضرورت اصلاحات داخلی اظهار میکند: «هماکنون فضای رسانهای کشور به شدت تحت تأثیر اخبار تهدیدآمیز و ضد و نقیض قرار دارد که بخش عمدهای از آن، جنگ روانی است و نه واقعیت میدانی. در روزهای اخیر حجم زیادی از اخبار منتشر میشود که القا میکند جنگ در آستانه وقوع است؛ از امروز و فردا گرفته تا چند هفته آینده. این اخبار، چه در رسانههای رسمی و چه غیررسمی، آرامش روانی جامعه را بههم زده و مستقیما بر وضعیت اقتصادی کشور اثر گذاشته است. وقتی رییسجمهور امریکا یک روز تهدید میکند و روز دیگر از دادن فرصت یکماهه صحبت میکند، این تناقضها بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی باشد، ابزار جنگ روانی است؛ جنگی که هدف اصلی آن، ایجاد نااطمینانی در جامعه ایران است.»
او ادامه میدهد: «: «متأسفانه این فشار روانی فقط مردم را دچار اضطراب نمیکند، بلکه اقتصاد کشور را هم فلج میکند. قیمت ارز و طلا با همین اخبار بازی میخورد و فعالان اقتصادی دیگر جرأت تصمیمگیری ندارند. کسی که میخواهد سرمایهگذاری کند، کارگاه بزند، واردات یا صادرات انجام دهد، دستش به کار نمیرود. به نظر میرسد بخشی از هدف غرب دقیقا همین است؛ یعنی در کنار تحریمهای رسمی، با جنگ روانی، اقتصاد را از درون دچار اختلال کنند و نارضایتی عمومی را افزایش دهند.»
این فعال سیاسی و رسانهای با انتقاد از عملکرد منظومه سیاسی کشور در مواجهه با این شرایط میگوید: «به نظر من، نظام تصمیمگیری کشور تحت تأثیر این فضای روانی، دچار نوعی فشلشدگی شده است. ما دائما درباره احتمال جنگ صحبت میکنیم، اما هیچ وقت سناریوی «اگر جنگ نشد» را مدیریت نمیکنیم. اگر احتمال جنگ شدن و نشدن هر کدام ۵۰ درصد است، چرا برنامهای برای اداره کشور در شرایط جنگ نشدن نداریم؟ جنگ نشدن یعنی کشور باید اداره شود و برای اداره کشور، مهمترین مساله، مدیریت نارضایتیهاست. »
مهاجری با تأکید بر اینکه نارضایتیها صرفا اقتصادی نیست، میگوید: «بخش مهمی از نارضایتیهای موجود، ریشههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد. البته این نارضایتیها در نهایت خود را در قالب مشکلات اقتصادی نشان میدهند، اما همه چیز اقتصاد نیست. موضوعاتی مثل فیلترینگ، سرعت اینترنت، ردصلاحیتهای گسترده در انتخابات گذشته، بحثهایی مثل طرحهای جنجالی و محدودکننده و حتی ابهامهایی که درباره انتخابات شوراها مطرح شده، همگی در تشدید نارضایتیها نقش داشتهاند. مساله اینجاست که در حال حاضر هیچ نشانه جدی از اصلاح این موارد دیده نمیشود. انگار همه این مسائل در همان نقطهای که بودهاند، متوقف شدهاند و هیچ تلاشی برای ترمیم اعتماد عمومی صورت نمیگیرد. اگر دولت واقعا به دنبال رفع موانع است، باید در کنار مذاکرات خارجی، به صورت جدی به مسائل داخلی هم بپردازد. مذاکرات جای خود را دارد و من معتقدم باید با جدیت دنبال شود، اما این کافی نیست.»
این فعال رسانهای افزود: «برداشت من این است که دولت و مجموعه نظام تلاش میکنند کار به جنگ نکشد و به یک توافق منصفانه دست پیدا کنند؛ این رویکرد قابل دفاع است، اما موفقیت آن بدون اصلاحات داخلی ممکن نیست. در کنار مساله اقتصاد که همچنان اولویت اول کشور است، باید به نارضایتیهای فرهنگی و اجتماعی طبقه متوسط هم توجه شود. بیتوجهی به این لایه اجتماعی، هزینههای سنگینی برای کشور دارد. طبقه متوسط، موتور ثبات و توسعه کشور است. اگر این طبقه دچار سرخوردگی شود، پیامدهای آن نهتنها اقتصادی، بلکه سیاسی و اجتماعی خواهد بود. از سوی دیگر باید توجه داشت، توافق بیرونی بدون همراهی مردم و بدون اصلاحات درونی، نه پایدار است و نه میتواند کشور را از بحران عبور بدهد. اگر قرار است کشور اداره شود، باید همزمان با مذاکرات خارجی، برای ترمیم نارضایتیهای داخلی نیز تصمیمهای شجاعانه گرفته شود.»
فاضل میبدی: بدون آشتی درون هیچ توافق بیرونی پایدار نمیماند
در شرایطی که مهاجری خواستار تدوین برنامههای اصلاحی برای توافق در درون همزمان با تلاش برای تنشزدایی و توافق در بیرون است، محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشکده مفید قم با تأکید بر همزمانی «توافق در بیرون» و «توافق در درون» گفت: در شرایطی که کشور در معرض تهدیدهای خارجی و خطر جنگ قرار دارد، حاکمیت باید با بازنگری در سیاستهای گذشته، آزادی زندانیان، گسترش حقوق مدنی و تغییر جهت در سیاستهای اقتصادی و خارجی، به یک آشتی ملی دست یابد. »
فاضل میبدی درباره ضرورت اصلاحات داخلی همزمان با پیگیری مذاکرات خارجی میگوید: «تجربه تاریخی نشان داده است هر کشوری که در درون خود دچار تفرقه باشد و بخشی از جامعه به دلیل انتقاد یا اعتراض از حقوق اجتماعی محروم شود، در عرصه بیرونی نیز موفق نخواهد بود. در شرایط بحرانی، کشور بیش از هر چیز نیازمند توافق درون است. اگر در داخل اختلاف داشته باشیم و عدهای به دلیل انتقاد یا اعتراض در زندان باشند، آسیبهای بیرونی ما چند برابر میشود؛ اما اگر در درون به تفاهم برسیم، فشارهای خارجی نیز کاهش پیدا میکند.»
این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت کنونی کشور میافزاید: «امروز زمان برخوردهای تند، گرفتن و بستن و متهمسازی نیست. دولت باید تلاش کند با آزادی بسیاری از زندانیان، اعلام عفو عمومی گستردهتر و امتداد حقوق مدنی مردم، فضای جامعه را ترمیم کند. کسی که به جرم اعتراض یا انتقاد در زندان است، نه تهدید امنیتی است و نه عامل خشونت؛ زندانی کردن چنین افرادی فقط شکاف میان دولت و جامعه را عمیقتر میکند. اعتراض و انتقاد با خشونت و شرارت تفاوت دارد. اگر کسی دست به اسلحه ببرد، آدم بکشد یا امنیت عمومی را به خطر بیندازد، طبیعتا با او برخورد میشود، اما کسی که صرفا انتقاد کرده یا اعتراض مسالمتآمیز داشته، نباید گرفتار زندان باشد.»
فاضل میبدی در پاسخ به این پرسش که این ضرورت اصلاحی در درون به صورت مصداقی شامل چه مواردی میتواند باشد، میگوید: «اصلاحات یعنی تغییر جهت. تا زمانی که تغییر جهت اساسی در کشور صورت نگیرد، اصلاحات واقعی اتفاق نمیافتد. این تغییر جهت هم شامل سیاست داخلی است و هم سیاست اقتصادی و خارجی. جهتگیریهایی که جامعه را به این نقطه بحرانی رسانده و باعث شده بخشی از جامعه به شعارهای تند و رادیکال روی بیاورد، باید اصلاح شود. راهحل، نه تغییر رژیم است و نه دل بستن به فشار خارجی. من هیچ کدام از این دو مسیر را قبول ندارم. تکیه بر بیرون و امید بستن به دخالت خارجی، مسیری بسیار خطرناک است. تنها راه، بازنگری حاکمیت در سیاستهای گذشته و پذیرش ضرورت تغییر جهت است. این بازنگری باید هم در سیاستهای اقتصادی اتفاق بیفتد و هم در سیاست خارجی. شعار دادن و تکرار ادبیات تند علیه کشورهای مختلف، مشکلات ما را حل نکرده و تا امروز هم حل نکرده است. ما باید با منطق، استدلال و عقلانیت، نگاه دنیا را نسبت به خودمان تغییر بدهیم.»
این استاد دانشگاه با اشاره به فضای پرتنش منطقهای یادآور میشود: «امروز امریکا، رژیم صهیونیستی و برخی قدرتهای بزرگ جهانی در شرایطی قرار دارند که علیه ایران عمل میکنند. اگر ما نخواهیم این واقعیت را ببینیم و همچنان با همان مسیر گذشته جلو برویم، طبیعتا ضربه میخوریم و هزینه میدهیم. حتی اگر در یک درگیری نظامی، تصور شود که طرفی پیروز میشود، جنگ در هر حال جنگ است و آسیبهای خودش را دارد. فرقی نمیکند چه کسی برنده باشد یا بازنده؛ کشور آسیب میبیند، زیرساختها صدمه میخورد و مردم هزینه میدهند. این تصور که چون توان موشکی داریم، جنگ اتفاق نمیافتد یا اگر اتفاق افتاد، بدون هزینه خواهد بود، تصور درستی نیست. حتی پاسخ نظامی هم به معنای آسیب دیدن کشور است. هزاران نفر ممکن است آسیب ببینند و وضعیت کشور بدتر شود.»
فاضل میبدی در پایان تاکید میکند: «تمام تلاش دولت و حاکمیت باید بر این باشد که جنگی رخ ندهد. جنگ، حتی اگر کوتاه باشد، آینده کشور را تحت تأثیر قرار میدهد و مشکلات را چند برابر میکند. من مطمئنم اگر تغییر جهت واقعی در سیاستها صورت بگیرد، به گونهای که نگاه دنیا نسبت به ایران تغییر کند، میتوان از بسیاری از بحرانها عبور کرد. توافق بیرونی بدون توافق درونی پایدار نیست و آشتی با مردم، پیششرط هر موفقیتی در عرصه بینالمللی است.»