ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۵۰۵۶۱

نه افکار عمومی به جنگ

نیویورک تایمز: ترامپ درباره جنگ با ایران به کسی توضیح نمی‌دهد

نیویورک تایمز: ترامپ درباره جنگ با ایران به کسی توضیح نمی‌دهد

«آمریکایی‌ها آماده پذیرش تلفات در جنگ مطلوب دونالد ترامپ با ایران و حاضر به هیچ‌گونه فداکاری هم نیستند. در مارس ۲۰۰۳ یک نظرسنجی گالوپ نشان داد ۷۲ درصد آمریکایی‌ها از جنگ با عراق حمایت می‌کنند. در مقابل، در نظرسنجی‌های اخیر کمتر از ۳۰ درصد پاسخ‌دهندگان از اقدام نظامی علیه ایران پشتیبانی می‌کنند.»

تبلیغات
تبلیغات

رسانه آمریکایی نیویورک تایمز در بخش یادداشت‌ها اقدام به انتشار نوشتاری درباره اراده دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده برای حمله به ایران و مخالفت افکار عمومی با این تصمیم کرده است.

به گزارش ایرنا؛ نویسنده در ابتدا به مقایسه‌ای تاریخی روی آورده و با ذکر این طعنه که «من هرگز تصور نمی‌کردم دلم برای این تنگ شود که جورج دبلیو بوش و اطرافیانش به ما دروغ بگویند»، نوشت: وقتی دولت بوش می‌خواست به عراق حمله کند، کارزاری تمام‌عیار برای تبلیغ و اقناع افکار عمومی آمریکا به راه انداخت.

مقام‌های دولت اطلاعات نادرستی درباره سلاح‌های کشتار جمعی صدام حسین درز دادند؛ سلاح‌هایی که بعداً معلوم شد اصلاً وجود نداشتند. کالین پاول، وزیر امور خارجه وقت، در سازمان ملل ارائه‌ای گمراه‌کننده ارائه کرد. در کنگره، بسیاری از دموکرات‌ها چه تحت فشار بی‌وقفه افکار عمومی و چه به دلیل گرایش‌های تندروانه خود به جمهوری‌خواهان پیوستند تا مجوز حمله را صادر کنند.

دولت ترامپ زحمت توضیح نداده که چرا ممکن است ایران را بمباران کند یا به دنبال چه هدفی است، نه برای کنگره و نه برای مردم آمریکا.این کارزار دروغین شرم‌آور و نفرت‌انگیز بود اما در عین حال در نگاهی عمیق‌تر به‌طور ضمنی نشان می‌داد که افکار عمومی اهمیت دارد و یک رئیس‌جمهور نمی‌تواند بدون قانع کردن مردم آمریکا به ضرورت جنگ، آن را آغاز کند. بنابراین شاید بتوان گفت که آنچه رخ داد دستکاری در فرآیند مشورت دموکراتیک بود و نه نفی کامل آن.

این ماجرا را با تهدید دونالد ترامپ به جنگ با ایران مقایسه کنید. روز چهارشنبه، باراک راوید، خبرنگار آکسیوس که به داشتن منابع قوی شناخته می‌شود، هشدار داد: «دولت ترامپ به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه نزدیک‌تر از آن چیزی است که بیشتر آمریکایی‌ها تصور می‌کنند. این جنگ ممکن است خیلی زود آغاز شود.»

آمریکا بزرگ‌ترین تجمیع نیروی هوایی خود در منطقه از زمان جنگ عراق تاکنون را انجام داده است. رسانه‌هایی از جمله نیویورک تایمز گزارش داده‌اند که ارتش این گزینه را در اختیار ترامپ گذاشته که حتی همین آخر هفته حمله کند. نه‌تنها کنگره چنین جنگی را مجاز نکرده بلکه حتی بحث جدی هم درباره آن انجام نداده است. دولت نیز زحمت توضیح نداده که چرا ممکن است ایران را بمباران کند یا به دنبال چه هدفی است، نه برای کنگره و نه برای مردم آمریکا.

یک نماینده دموکرات که با همتای جمهوری‌خواه خود برای وادار کردن کنگره به رأی‌گیری درباره طرحی ضدجنگ همکاری می‌کند، گفت: «هیچ جلسه توجیهی‌ درباره راهبرد نظامی برگزار نشده است.»

بیشتر گزارش‌ها حاکی از آن است که کاخ سفید در حال برنامه‌ریزی برای کارزاری بسیار شدیدتر و طولانی‌تر از بمباران سال گذشته ایران یا ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، است. اما ما نمی‌دانیم که آیا ترامپ و تیمش به دنبال تغییر نظام سیاسی در ایران هستند یا نه و اگر هستند، تصورشان از آنچه پس از آن می‌آید چیست. حالا می‌توان گفت که دولت ترامپ دقیقا شبیه دولت خودکامه‌ای شده که بدون حتی تظاهر به این‌که رضایت مردم اهمیتی دارد، کشور را وارد یک جنگ می‌کند.

در مرکز تنش میان آمریکا و ایران، برنامه هسته‌ای ایران قرار دارد؛ برنامه‌ای که ترامپ ادعا می‌کند هشت ماه پیش، در پایان جنگ ۱۲روزه اسرائیل، آن را نابود کرده است. در همان زمان، گزارشی از سازمان اطلاعات دفاعی نشان داد که کارزار بمباران آمریکا برنامه ایران را کمتر از شش ماه به عقب انداخته است.

با این حال، تا امروز صفحه‌ای در وب‌سایت کاخ سفید با این مضمون خودنمائی می‌کند: «تأسیسات هسته‌ای ایران نابود شده‌اند و هر ادعای دیگری اخبار جعلی است.» ظاهرا دولت نیازی نمی‌بیند جنگ احتمالی برای پایان دادن به برنامه‌ای را توجیه کند که خود مدعی است قبلاً آن را از میان برده است.

گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که دولت ترامپ از ایران می‌خواهد برنامه موشک‌های بالستیک خود را محدود کند و حمایت از آنچه نیروهای نیابتی منطقه‌ای مانند حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن خوانده می‌شود را پایان دهد. روشن نیست که این خواسته‌ها جدی‌اند یا تنها تاکتیکی در مذاکره، اما به نظر می‌رسد برای ایران خطوط قرمز محسوب می‌شوند.

تا امروز صفحه‌ای در وب‌سایت کاخ سفید با این مضمون خودنمائی می‌کند: «تأسیسات هسته‌ای ایران نابود شده‌اند و هر ادعای دیگری اخبار جعلی است.» ظاهرا دولت نیازی نمی‌بیند جنگ احتمالی برای پایان دادن به برنامه‌ای را توجیه کند که خود مدعی است قبلاً آن را از میان برده است.راب مالی، نماینده ویژه جو بایدن در امور ایران، درباره شروط دولت ترامپ گفت: «نمی‌دانم این شروط بهانه‌ای است یا واقعی.» او افزود با توجه به اینکه ایران احتمالا آن‌ها را رد می‌کند، این موضع ممکن است «صرفاً بخشی از یک نمایش باشد تا بتوانند بگویند: ما دیپلماسی را امتحان کردیم.»

تا اینجا، دولت تقریبا هیچ تلاشی برای تشریح منطق پشت این مطالبات نکرده است. به هر حال، موشک‌های ایران و نیروهای منطقه‌ای که از آن‌ها حمایت می‌کند، اسرائیل را بسیار بیش از ایالات متحده تهدید می‌کنند. اگر موضع دولت را همان‌طور که هست بپذیرید، به سختی می‌توان آن را با شعارهای انتخاباتی «اول آمریکا» ترامپ سازگار دانست.

نویسنده در ادامه می‌نویسد: من فکر نمی‌کنم ترامپ برای حفاظت از اسرائیل به جنگ برود. بلکه گمان می‌کنم رفتار او از همان انگیزه خودبزرگ‌بینی‌ هدایت می‌شود که باعث شد نامش را بر مرکز کندی بگذارد. او می‌خواهد مهر خود را بر جهان بزند؛ رئیس‌جمهوری باشد که سه نظام سیاسی را که سال‌ها اسلافش را آزار داده‌اند از میان برد: ونزوئلا، ایران و کوبا، کشوری که اکنون آن را تحت محاصره شدید سوخت قرار داده است.

راب مالی در این خصوص گفت: «او اکنون شیفته این ایده شده که رئیس‌جمهوری باشد که در دورانش چندین رژیم به‌شدت ضدآمریکایی دیگر وجود نخواهند داشت.»

اگر چنین باشد، شباهت‌هایی با انگیزه بوش برای حمله به عراق دیده می‌شود: بنا بر بسیاری روایت‌ها، او می‌خواست از پدرش پیشی بگیرد؛ رئیس‌جمهوری باشد که جسارت حذف صدام حسین را دارد، پس از آن‌که دیگران ناکام مانده بودند. ترکیب خودشیفتگی و ناامنی که در درون حس می‌کرد باعث شد فکر کند می‌تواند و باید جهان را از نو بسازد.

ویرانگرترین پیامدهای جنگ عراق، بی‌تردید در خاورمیانه بود، جایی که صدها هزار نفر جان باختند. اما ویرانی‌های آن جنگ به افزایش آشفتگی در داخل آمریکا نیز کمک کرد، از جمله بازگشت یهودستیزی، زمانی که افرادی مانند تاکر کارلسن صهیونیست‌ها را متهم کردند که آن‌ها را فریب داده‌اند تا از حمله حمایت کنند.

اگر ترامپ آمریکا را وارد جنگی غیرضروری با ایران کند، پیامدها ممکن است بدتر باشد. او در آن صورت، وعده‌های انتخاباتی انزواطلبانه‌اش را به دلایلی که کسی دقیق نمی‌داند نقض خواهد کرد تا در جنگی شرکت کند که به نفع اسرائیل است، آن هم در زمانی که نظریه‌های توطئه درباره یهودیان در میان مردم آمریکا پررنگ شده است.

نویسنده در ادامه ادعا می‌کند که «دو مداخله نظامی مهم اخیر ترامپ در ایران و ونزوئلا هر دو به‌خوبی پیش رفتند» و شاید اعتمادبه‌نفس او را برای بمباران کشورهای دیگر بدون پیامد افزایش داده باشند.

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، معتقد است که این بار همه چیز می‌تواند متفاوت باشد. او می‌گوید: اگر نظام سیاسی در ایران احساس تهدید وجودی کند به احتمال زیاد واکنش تندی نشان خواهد داد.

نویسنده در ادامه می‌نویسد که ایران در قبال ترور سردار قاسم سلیمانی و حتی بمباران سال گذشته میلادی تاسیسات هسته‌ای خود توسط آمریکا خویشتنداری نشان داد و ممکن است ترامپ این خویشتنداری را به ضعف تعبیر کرده باشد.

علی واعظ معتقد است این یک محاسبه اشتباه است. به گفته او، ایران به این جمع‌بندی رسیده که «خویشتنداری فقط تجاوز بیشتر را دعوت می‌کند. بنابراین این نه با خویشتنداری بلکه با بی‌پروایی پاسخ خواهد داد.»

آمریکایی‌ها آماده پذیرش تلفات در این جنگ مطلوب ترامپ و حاضر به هیچ‌گونه فداکاری هم نیستند. در مارس ۲۰۰۳ یک نظرسنجی گالوپ نشان داد ۷۲ درصد آمریکایی‌ها از جنگ با عراق حمایت می‌کنند. در مقابل، در نظرسنجی‌های اخیر کمتر از ۳۰ درصد پاسخ‌دهندگان از اقدام نظامی علیه ایران پشتیبانی می‌کنند.

دونالد ترامپ تلاش نمی‌کند کشور را قانع کند که جنگ به نفع آن‌هاست. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که آیا او فکر می‌کند این جنگ به نفع خودش هست یا نه.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات