رسول منتجب نیا در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
افراطگراها کوتولههای سیاسی هستند / اول باید شخصیت افراد را بشناسیم بعد طرفداری کنیم
این روزها افراط و تفریط نه فقط در جامعه ما، بلکه در جهان غوغا میکند. عدهای در جانب افراط قرار دارند و عدهای در جانب تفریط. در حالی که عقل و منطق این پدیده را رد میکند.
فرارو- فضای سیاسی و اجتماعی کشور این روزها با موجی از تندرویها و مواضع رادیکال مواجه است. در چنین شرایطی یک فعال سیاسی اصلاحطلب نسبت به گسترش افراط و تفریط هشدار میدهد و معتقد است که ریشه این وضعیت را باید در کمرنگ شدن شایستهسالاری و برهم خوردن معیارهای درست برای سنجش شخصیتها جستوجو کرد؛ موضوعی که به باور او، زمینه را برای برجسته شدن چهرههای فاقد صلاحیت و تشدید انحرافات سیاسی و اخلاقی فراهم کرده است.
رسول منتجب نیا، دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی، نماینده سه دورهی اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم و فعال سیاسی اصلاح طلب در گفتوگو با فرارو به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه جامعه تاوان افراط تفریط برخی افراد را میپردازد:
ریشه افراطیگریهای داخل و خارج از کشور
رسول منتجب نیا به فرارو گفت: «آن چه این روزها به شکل افراطیگری و حرکاتی ناشایست میبینیم که داخل و خارج کشور از سوی برخی انجام میشود، به دلیل مسئلهای ریشهای است. به نظر میرسد فراموش شده که در عرصههای اجتماعی و در زمینه اثرگذاری در جامعه ملاک و معیارها چیست. درواقع شخصیتهای مختلف با ترازوی صحیح و ملاک و معیارهای عقلانی سنجیده نمیشود. در نتیجه، در مواجهه با اشخاص دچار افراط و تفریط و اشتباه میشویم. برای مثال فردی که از جایی شهرتی به هم زده است، چنان وجهه و شخصیتی به دست میآورد که به خود اجازه میدهد در همه زمینهها اظهارنظر کند. گاهی حتی برای جامعه از سوی برخی از این چهرهها خط و نشان هم کشیده میشود.»
وی افزود: «داخل کشور هم به این موضوع فکر نکردهایم که هر شخصی باید در جایگاه مناسب خود قرار گیرد و هر جایگاهی هم ویژگیهای خاص خود را دارد. اگر از ما بخواهند ۱۰ نفر را که به هر ترتیبی شهرتی به هم زدهاند را نام ببریم، همین افراد را به عنوان مرجع اجتماعی هم میشناسیم. نتیجه چنین شرایطی هم این میشود که وقتی پای عمل پیش میآید، نواقص و ایراداتی که درون این افراد وجود دارد، بارز میشود و قضاوت عمومی هم به این سمت میرود که برخی از شخصیتهای شناخته شده کشورمان دچار ضعف و انحراف هستند. این انحرافات میتواند مالی و اخلاقی و حتی سیاسی باشند. امیرالمومنین بارها تاکید کردهاند که ما باید اول حق را بشناسیم. یعنی شخصیت افراد را بشناسیم سپس طرفداری کنیم.»
افراطیها همان کوتولههای سیاسی هستند
این فعال سیاسی در ادامه گفت: «این روزها افراط و تفریط نه فقط در جامعه ما، بلکه در جهان غوغا میکند. عدهای در جانب افراط قرار دارند و عدهای در جانب تفریط. در حالی که عقل و منطق این پدیده را رد میکند و اتفاقا قرآن کریم و روایات، افراط و تفریط را محکوم اعلام کرده است. در قرآن، نهج البلاغه و کتب روایی بارها تاکید شده که باید اعتدال رعایت شود. پایه و اساس آفرینش بر مدار اعتدال است. امیرالمومنین تاکید کردهاند که ۲ دسته در رابطه با من به هلاکت میرسند؛ آنانی که در دوستی افراط میکنند و آنانی که در دشمنی افراط میکنند. متاسفانه کرامت انسان و بزرگواری وجودی انسانها، مغفول مانده است.»
وی افزود: «وقتی انسان کرامت داشته باشد در هر شرایطی بزرگواری خود را نشان میدهد و هیچگاه در دام افراط و تفریط نخواهد افتاد و به دنبال ظلم و ستم نمیرود. آنهایی که در وجود خود احساس غرور میکنند و تصور میکنند مالک دنیا شده اند، همانهایی هستند که رفتارهای افراطی نشان میدهند. یکی از فرمایشات جاودانه امیرالمومنین این است که ۴ راز فروریختن حاکمیتهای مختلف را ذکر کرده است. یکی از این موارد تقدیم الاراذل، تأخیر الافاضل است؛ انسانهای بیهویت و سطح پایین بر انسانهای فاضل و کریم مقدم شمرده شوند. درواقع اگر بخواهیم به مفهوم امروزی برگردانیم این موضوع به این معناست که کوتولههای سیاسی که فاقد ویژگیهای لازم هستند، در پستهای حساس قرار گیرند.»
شایسته سالاری راه حل مبارزه با افراط گرایی است
نماینده ادوار مجلس تاکید کرد: «یکی از مشکلات این است که جایگاههای بسیار مهم به افرادی واگذار شود که فاقد صلاحیت لازم هستند یا عقدههای خود کمبینی و حقارت زیادی دارند و در نتیجه، به محض این که دستشان به قدرت و بیتالمال میرسد میخواهند عقدههای خود را جبران کنند. این موضوع نه فقط در عرصه قدرت سیاسی وجود دارد، بلکه در مورد همان چهرههای مشهوری هم دیده میشود که اشاره کردم به شهرت میرسند اما در عمل فاقد صلاحیت لازم هستند. اگر در واگذاری قدرت به مسئولان دقت بیشتری شود و افراد مناسبتر و صاحب صلاحیت انتخاب شوند، بسیاری از مشکلات کشور حل میشود. امام علی علیه اسلام فرمودهاند هیچ انسانی دیکتاتوری و ظلم نمیکند مگر آن که در وجود خود احساس حقارت و کمبود داشته باشد و بخواهد با زورگویی خود را درمان کند.»
وی افزود: «درباره برخی از افراد خارج از کشور نیز شرایط اینگونه است که گویی تصور میکنند چون داخل کشور مشکلاتی پیدا کردهاند یا خارج کشور، فضای بازتری در اختیار دارند باید از هویت خود خارج شوند و اعتقادات و شخصیت و ارزشهایی که به آن معتقد بودند را زیر پا بگذارند. من برای بسیاری از این چهرهها متاسفم چرا که بسیاری از آنان تا زمانی که داخل کشور بودند زحمات زیادی کشیدهاند. اما اکنون به حدی تغییر موضع دادهاند که در دام افراطیگرایی افتاده اند. گاه حتی تا پشت پا زدن به مقدسات نیز پیش رفته اند. راه چاره حل این ناهنجاریها و افراطیگریها بازگشت به اصل کرامت انسانی و قرار دادن افراد در جایگاههایی است که لیاقت و شایستگی آن جایگاه را دارند.»