فریدون مجلسی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
کارت های بازی ایران در مذاکرات با آمریکا کدامند؟
برای کاهش فشارهای سیاسی و ایجاد اطمینان در جامعه بینالمللی، ایده ایجاد یک کنسرسیوم منطقهای مطرح است. ایدهای که از نظر فنی و سیاسی میتواند بسیار مفید باشد. بسیاری از کشورهای منطقه از جمله عمان، قطر و امارات علاقه مندند در این مسیر مشارکت کنند یا مدیریت و اجرای طرح کنسرسیوم را بپذیرند. حضور کنسرسیومی باعث میشود فعالیتهای هستهای ایران کاملاً شفاف باشد و هیچ گونه ای بهانه ای برای طرف مقابل باقی نماند. صحبت های علی لاریجانی منطقی و مهم بود اما باید دید در ادامه این صحبت ها روی میز مذاکره تا چه حد قدرت چانه زنی دارند.
فرارو-دبیر شورای عالی امنیت، در جریان گفتگو با الجزیره به نکاتی در خصوص مذاکرات ایران و آمریکا پرداخته و گفته است:« اورانیوم غنیشدۀ ۲۰ درصد برای رآکتور تهران لازم است تا داروهای لازم برای بیماران سرطانی تولید شود. آنچه در مذاکرات هستهای مطرح شده، موضوعاتی رد و بدل شده و بحثها همچنان ادامه دارد.ما هیچ پاسخی رسمی از کشور آمریکا دریافت نکردهایم و جزئیات مذاکرات در حال پیگیری است.کشورهای منطقه در تلاش هستند تا مذاکرات موفق شود و ایران نیز از این روند حمایت میکند.تحلیل ما این است که منطقه به دنبال راهحلی برای مسائل هستهای ایران است و ایران هم موضعی مثبت و ایجابی دارد.»
به گزارش فرارو، علی لاریجانی در بخش دیگری از این گفتگو تاکید کرده که ایران آماده همکاری در مذاکرات است و هدف نهایی نیز، رسیدن به توافقی سازنده و پایدار است. همچنین افزوده مسئله موشکی ربطی به مذاکره ندارد و جزء مسائل امنیت ملی ایران است
این اظهارات در کنار ادامه روند مذاکرات و رسیدن طرفین به ایستگاه ژنو، پرسشهایی را در خصوص کارت های بازی ایران از یک سو و اهمیت محتوای سخنان دبیر شعام از سوی دیگر مطرح کرده است. فریدون مجلسی، کارشناس ارشد سیاست خارجی و تحلیلگر روابط بین الملل در این زمینه با گفتگو کرده است:
یکی از کارت های مهم ایران این است که لزوما در موضع ضعف نظامی قرار ندارد
فریدون مجلسی به فرارو گفت: «در جریان جنگ ۱۲روزه، آمریکا و اسرائیل با این طرز فکر وارد میدان شدند که تصور می کردند نتیجه درگیری از پیش مشخص است و آنها پیروز خواهند شد. این نگاه به نوعی متاثر از اعتماد به قدرت نظامی و توان بازدارندگی این کشورها بود؛ آن ها گمان میکردند ساختار دفاعی ایران و واکنش تهران، محدودتر از آن است که هزینههای جنگ را تغییر دهد. اما روند وقایع خیلی سریع این تصور را از میان برد. واکنش ایران، الگوی درگیری را تغییر داد. تل آویو متوجه شد جنگ با ایران نه تنها ساده نیست، بلکه میتواند تمام محاسبات را باتغییر دهد. همین موضوع نیز در ذهن بخشی از سیاستمداران آمریکایی شکل گرفت و باعث شد آنها در موقعیتی قرار گیرند که احساس کنند می توانند از طریق فشارهای امنیتی بیش از فشارهای نظامی، امتیاز بگیرند.»
وی افزود: «یکی از کارتهای مهم ایران در شرایط فعلی همین است که آمریکا بهخوبی میداند آغاز یک جنگ بزرگ با ایران پرهزینه و حتی تا حدودی غیرقابل پیشبیتی لست. اما ایران نیز باید دقت کند که اعتبار این کارت 100 درصدی نیست و تصمیم گیری های ترامپ نیز معمولا ناگهانی و بی مقدمه است. درست است که از دیدگاه واشنگتن، ایران در موضع ضعف کامل قرار ندارد ولی ایران نیز باید واقع بینانه به شرایط موجود نگاه کند.»
هدف دیرینه آمریکا تسلیم بلاشرط ایران است
این کارشناس ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: «آمریکا تلاش دارند برنامه های خود را بهگونهای تنظیم کند که هدف اصلی خود را پیش ببرد. این هدف، تحمیل نوعی «تسلیم بلاشرط» به ایران است. مدل رفتاری که یادآور رفتارهای آمریکا در قبال برخی دیگر از کشورها طی دهههای گذشته است. اما آن الگو در قبال ایران کارآمد نخواهد بود. اکنون حضور نیروهای نظامی ارتش آمریکا در منطقه، بخشی از یک اهرم فشار را میسازد که هدف آن القای شرایط اضطرار و افزایش فشارهای سیاسی است. همزمان رسانههای وابسته به واشنگتن و تلآویو دائماً درباره شروط آمریکا و اسرائیل صحبت میکنند، اما باید توجه داشته باشیم که ایران نیز شروطی دارد.»
وی افزود: «در خصوص شبهنظامیان و محورهای مقاومت منطقه، حساسیت های آمریکا و اسرائیل بسیار بالاست. آنها این موضوع را یکی از محورهای اصلی فشار بر تهران میدانند. با این حال مشخص نیست ایران در این زمینه چه تصمیمی میگیرد زیرا این شبکه از گروهها بخشی از معادلات امنیت کشور است و نقش آنها در بازدارندگی منطقهای قابل چشم پوشی نیست. اینجاست که شکاف دیدگاه میان طرفین پررنگ می شود و میتواند رسیدن به تفاهم را محدود کند.»
ایده ایجاد کنسرسیوم منطقه ای می تواند بسیار مفید باشد
این دیپلمات باسابقه ایرانی گفت: «در حوزه موشکی، طرف مقابل تا حدودی عقبنشینی کرده است. آنها اکنون اعلام میکنند که برد موشکی ایران تا ۳۰۰ کیلومتر قابل پذیرش است. این عدد، محدودکننده و برخاسته از تلاش برای ایجاد مرز امنیت برای اسرائیل است، اما قابل چانه زنی است. زیرا نشان میدهد طرف مقابل بهرغم ادعاهای تند اولیه، سطحی از واقعیتهای موجود را میپذیرد. ایران میتواند در مذاکرات، این سقف را افزایش دهد تا ضمن حفظ توان دفاعی و حاشیه امنیت ملی، فضای تعامل نیز باقی بماند. در عرصه هستهای نیز وضعیت پیچیدهتر نیست. لاریجانی به درستی به فعالیت رآکتور تهران اشاره کرده و جالب است که این رآکتور، سالها پیش توسط خود آمریکا در ایران فعال شده است. اکنون توان فنی کشور در حوزه غنیسازی به سطحی رسیده است که حتی بدون اتکا به خارج، میتواند نیازهایش را براورده کند.»
وی درخصوص راهکارهای موجود در حوزه مناقشه هسته ای گفت: «برای کاهش فشارهای سیاسی و ایجاد اطمینان در جامعه بینالمللی، ایده ایجاد یک کنسرسیوم منطقهای مطرح است. ایدهای که از نظر فنی و سیاسی میتواند بسیار مفید باشد. بسیاری از کشورهای منطقه از جمله عمان، قطر و امارات علاقه مندند در این مسیر مشارکت کنند یا مدیریت و اجرای طرح کنسرسیوم را بپذیرند. حضور کنسرسیومی باعث میشود فعالیتهای هستهای ایران کاملاً شفاف باشد و هیچ گونه ای بهانه ای برای طرف مقابل باقی نماند. صحبت های علی لاریجانی منطقی و مهم بود اما باید دید در ادامه این صحبت ها روی میز مذاکره تا چه حد قدرت چانه زنی دارند.»