مهدی زارع تشریح کرد؛
خطر زلزله ۷ ریشتری در تهران را جدی بگیرید
اگر یک زلزله بزرگ ۶.۰ تا ۷.۵ در محدوده پرجمعیتترین شهرهای ایران رخ دهد، به دلیل ترکیبی از تراکم بالای جمعیت و آسیبپذیری شهری، عواقب آن به صورتی خواهد بود که تاکنون تجربه نشده است.
مهدی زارع در اعتماد نوشت: تهران محل رخداد زمینلرزههای مهم تاریخی بوده و برای رخداد زمینلرزهای با بزرگای بیش از ۷، کاندیدای مهم و خطرناکی است. آخرین زلزله بزرگ و در نزدیکترین فاصله به مرکز تهران کنونی در ۱۸۳۰ رخ داده است. بافتهای فرسوده در هستههای تاریخی با کوچههای باریک با فقط یک تا دو متر عرض هستند. اگر ساختمانها در محدودهها فرو بریزند، دیوارهای آوار غیرقابل عبوری ایجاد میکنند که ساکنان را به دام میاندازد و مانع از حرکت وسایل نقلیه نجات میشود. سوانح ثانویه «زنجیرهای» مانند انفجار گاز و آتشسوزی، مشابه زلزله کوبه در سال ۱۹۹۵ خواهد شد.
در ایران، مساله این نیست که آیا زمینلرزهای شدید رخ خواهد داد یا نه، بلکه مساله این است که به صورت متوسط، سالی یک تا دو زمینلرزه با بزرگای ۶ تا ۷ در محدوده ایران قابل انتظار است.
طی سهساله منتهی به بهمن ۱۴۰۴ با رخداد بزرگی ۵ تا ۶ روبهرو بودهایم ولی در محدوده سرزمینی ایران، زلزله با بزرگای ۶ یا بالاتر رخ نداده است. باتوجه به ریتم رخدادهای زمینلرزهها در ایران میتوان به لحاظ آماری به یک نبود لرزهای برای زمینلرزه شدید در ایران طی مدت یاد شده توجه کرد که البته در بازه زمانی سالهای پیش رو این روند جبران میشود. زلزلههای مکرر با بزرگای ۴ تا ۶ ممکن است روی بخشی از یک گسل اصلی یا روی گسلهای فرعی شاخهای رخ دهند و این درحالی است که زمینلرزه با بزرگای ۷ روی همان گسل اصلی همچنان قفل شده باشد.
اگر رویدادهای متوسط در حال «بارگذاری» گسل اصلی باشند و استرس را به آن منتقل کنند، کمبود زلزلههای با بزرگای بیش از ۶، یک علامت هشداردهنده است. این موضوع میتواند نشان دهد که «ناهمواری» -قسمت گیر کرده گسل- به اندازه کافی قوی است که در برابر گسیختگی برای رخداد زمینلرزه با بزرگای ۶ مقاومت کرده و تنها زمانی میشکند که استرس کافی برای زمینلرزه با بزرگای بیش از ۷ جمع شود.
ازسوی دیگر اگر رد گسل در هر منطقه تکهتکه و کوتاه باشد، احتمال فیزیکی وقوع زلزله با بزرگای بزرگتر از ۷ کمتر است، زیرا وقوع زلزله با بزرگای ۷.۰ به طول شکست پیوستهای در حدود ۵۰ کیلومتر نیاز دارد.
اگر یک زلزله بزرگ ۶.۰ تا ۷.۵ در محدوده پرجمعیتترین شهرهای ایران رخ دهد، به دلیل ترکیبی از تراکم بالای جمعیت و آسیبپذیری شهری، عواقب آن به صورتی خواهد بود که تاکنون تجربه نشده است. در پایان سال ۱۴۰۴ برآورد میشود ۹ شهر با جمعیت بیش از یک میلیون نفر ایران به ترتیب تهران ۹.۵، مشهد ۳.۳، اصفهان ۲.۲، کرج ۲.۱، شیراز ۱.۷، تبریز ۱.۶، قم ۱.۴، اهواز ۱.۳ و کرمانشاه ۱.۱ میلیون نفر جمعیت داشته باشند.
البته هر یک از این شهرهای پرجمعیت ما یک محدوده پرجمعیت پیرامونی هم به صورت حاشیهنشین و شهرکهای اقماری دارند. آسیبپذیری شهرهای کلیدی هر یک از مراکز اصلی ایران براساس جغرافیا و «بافت شهری» قابل توجه است. مساحت بناهای ساخته شده در تهران، طبق آخرین دادههای رسمی و معتبر عمدتا مربوط به طرح جامع تهران ۱۴۰۰ و گزارشهای مرکز آمار ایران، وزارت راه و شهرسازی و شهرداری تهران قابل ارزیابی است.
محدوده رسمی شهر تهران تقریبا ۷۵۰ کیلومتر مربع یا ۷۵ هزار هکتار تعیین شده است. برآوردها نشان میدهد حدود ۴۰ تا ۵۰درصد از سطح شهر را سطوح ساخته شده مسکونی، تجاری، اداری و… تقریبا ۳۰ هزار تا ۳۷ هزار و ۵۰۰ هکتار از محدوده زمین تهران است.
براساس آخرین تعریف هم، بافت فرسوده شامل سه دسته بافت ناکارآمد شهری، بافت تاریخی و بافت روستایی داخل شهر است. مساحت کل بافتهای فرسوده و ناکارآمد تهران حدود ۵ هزار هکتار شامل ۳۲۰۰ هکتار بافت فرسوده ریزمتراکم و حدود ۱۸۰۰ هکتار بافت فرسوده کلان متراکم- ناپایدار است که شامل حدود ۱۲۰ هزار واحد مسکونی فرسوده میشود. ازسوی دیگر مساحت محدودههای حاشیهنشینی -سکونتگاههای غیررسمی- در تهران عمدتا در حاشیه جنوبی، جنوب غربی، غرب و شرق شهر -بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ هکتار برآورد شده و تخمین زده میشود بین ۱.۵ تا ۲ میلیون نفر و معادل ۱۵ تا ۲۰درصد جمعیت کل تهران، در این سکونتگاهها زندگی کنند.
محلههایی مانند شهرک صالحآباد، عبدلآباد، خاکسفید، ابراهیمآباد، کیانشهر و برخی قسمتهای منطقه ۴ و ۵ بخشهایی از این حاشیهنشینی را در خود جای دادهاند، بنابراین مجموع بافت فرسوده و حاشیهنشین در تهران حدود ۷۵۰۰ هکتار و مساحت کل بناهای ساخته شده تهران بین ۶۰ تا ۹۰ هزار هکتار -حدود ۷۵ هزار هکتار یا ۷۵۰ کیلومتر مربع- برآورد میشود.
میتوان تخمین زد که حدود ۱۰درصد از کل مساحت ساخته شده در تهران به عنوان بناهای فرسوده ناپایدار یا حاشیهنشین درنظر گرفته میشود.
تراکم جمعیت در بناهای ساخته شده به طور متوسط حدود ۱۲۰ نفر درهکتار است. بدین ترتیب میتوان حدس زد که حدود یک میلیون نفر از مردم تهران در بافت فرسوده، ناپایدار یا حاشیهنشین، مطابق تعریفهای رسمی زندگی میکنند. ضمنا طی بیستساله ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ حدود ۱۵۰۰ هکتار بناهای بدون نظارت کافی و حدود ۵۰۰ هکتار به سکونتگاههای غیررسمی تهران اضافه شده است. اگر تراکم جمعیت در این محدوده را مطابق سایر مناطق تهران درنظر بگیریم، حدود ۲۵۰ هزار نفر از جمعیت شهر در همین حدود ۲۰۰۰ هکتار بافت فرسوده جدید ساکن هستند.
بدین ترتیب ساکنان در بافتهای ناپایدار تهران بیش از ۲.۱ میلیون نفر برآورد میشوند.