ریشه خشونت ناآرامیهای دی ماه
باید افرادی که واقعا دلسوز جامعه و نظام حکمرانی هستند حق اظهار نظر داشته باشند. آنان میدانند آشوب در نهایت به نفع جامعه نیست. از سویی جامعه ما نیاز به تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارد.
فرارو- همبستگی یا بالا رفتن سطح خشونت؟ این پرسشی است که پس از وقایع اخیر زیر ذرهبین روانشناسان اجتماعی قرار گرفته؛ در میان ریشهیابی مساله آنان در حال یافتن راهی برای برون رفت از این وضعیت و بازگرداندن آرامش واقعی به جامعه هستند.
خشونت زاینده و زاییده خشونت است
علیرضا شریفی یزدی در مصاحبهای با فرارو میگوید: «اگر همچنان نیروهای میانجی حذف باشند و حاکمیت نخواهد صداها را بشنود یقینا خشونت از این که بود هم بیشتر میشود. باید گفت چیزی که در ناآرامیهای اخیر شاهد بودیم خشونتی در امتداد خشونتهای قبلی بود. تمامی مطالعات نشان میدهند اگر مشکلات برطرف نشوند باید منتظر خشونتهای بیشتر از دو طرف باشیم. نکته قابل توجه این است که بحث فقط افزایش خشونت بین مردم و حاکمیت نیست بلکه ممکن است شاهد افزایش سطح خشونت بین مردم با مردم هم باشیم. در واقع خشونت زاینده و زاییده خشونت است. وقتی ما به صورت عریان شاهد رخدادهای خشن هستیم باید منتظر باشیم تا خشونتهای خانوادگی، خشونت میان کاسب با مشتری، خشونت میان زن و شوهر و غیره افزایش یابد.»
خشونت در علم روانشناسی به دو شکل دیده میشود که به بیان شریفی یزدی خشونت سیاه و خشونت سفید یا نرم نام دارد. او در این مورد میگوید: «خشونت سیاه آنی است که به درگیری و فحاشی کشیده میشود ولی خشونت سفید یا نرم شاید برای اصحاب قدرت دیده نشود ولی مثل خوره بدنه جامعه را میخورد.»
این روانشناس اجتماعی میگوید: «گروهی باعث دوقطبی شدن جامعه خواهند شد؛ گروههایی که عقیده دارند به جز راه خشونت راه دیگری نیست بر این مساله پای میفشرند و سیستم برای حفاظت از امنیت کشور مجبور به اعمال خشونت از روبه رو خواهد شد. بنابراین تراکم همبستگی در بالا رفتن سطح خشونت میان مردم بیشتر خواهد شد و تبع آن خشونت طرف مقابل نیز بیشتر میشود. نکته این است این مسائل در حالی اتفاق میافتد که کاری کارستان برای حل مشکلات صورت نگیرد.»
اگر مشکلات حل نشود در بازه زمانی کوتاهتری شاهد ناآرامی خواهیم بود
بررسی تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب نشان از ناآرامیهایی به شکل سینوسی دارد که به بیان برخی از دهه ۷۰ آغاز شده؛ با توجه به این الگو گمان بر این است که اینبار هم از قله این سینوس عبور شده و جامعه رو به آرامی میرود یا به بیانی همه چیز تمام شده. اما شریفی یزدی اذعان دارد: «باید بررسی کرد که منظور از تمام شدن چیست؟ اگر منظور این است که دوباره عدهای دور هم جمع شوند، شعار بدهند و در مقابل دستگاه امنیتی بایستند، باید گفت تا مدت زمانی این اتفاق نمیافتد.»
روی کار آمدن دولت پزشکیان از التهاب جامعه کاست
او با اشاره به وقایعی که از سال ۹۶ دیده شده میگوید: «در این سالها چند اتفاق افتاد که فاصله میان این وقایع را متوقف کرد. پس از وقایع ۹۸ برخی عقیده داشتند که به زودی موجی از ناآرامیها در جامعه دیده میشود، اما شیوع کرونا از این مساله جلوگیری کرد. سال ۱۴۰۱ ناآرامیهایی به وجود آمد اما پس از دولت آقای رییسی اتفاقی امیدوارکننده افتاد. دولت پزشکیان با وعدههایش برای مرحله دوم انتخابات ۵۰ درصد رای را از آن خود کرد. مردم میخواستند از طریق مصالحه مساله را حل کنند اما در حالی که مطالبات خود را در مرحله برآورده شدن نمیدیدند و جامعه ملتهب بود با جنگ ۱۲ روزه مواجه شدند. پس مردم متحد شدند و پای نظام ایستادند. اما از همان روزها صحبت این مساله بود که صبر مردم در حال لبریز شدن است. با توجه به این مسائل اگر مشکلات حل نشوند دیگر مثل گذشته فاصله ناآرامیها به دو یا سه سال نمیکشد. درواقع اگر سیستم بخواهد به روال قبل حکمرانی کند دو ویژگی خواهد داشت اولا فاصله زمانی حرکات کوتاهتر خواهد شد و دوم رادیکالتر میشود.»
در سال ۱۴۰۱ پای طبقه میانجی در میان بود
دید شریفی یزدی: «خطر ناآرامیهای ۱۴۰۴ همان دستاوردی است که وجود ندارد. اتفاقاتی که سال ۱۴۰۱ افتاد توسط طبقه متوسط بود. طبقه متوسط حامل اصلی فرهنگ است. هنرپیشهها، ورزشکارارن، روزنامهنگاران، اساتید دانشگاه، اصحاب نوشتن و غیره در طبقه متوسط قرار میگیرند؛ طبقهای میانجی که به آنها طبقه نجیب جامعه میگویند. وقتی او حرکتی انجام میدهد دستاورد او میتواند مشخص و روشن باشد و در نهایت با نافرمانی مدنی مطالبات خود را نشان میدهد.»
تحرکات از حاشیه متروپل کور و بیشعار است
او ادامه میدهد: «اما حرکاتی وجود دارد که از مناطق حاشیه متروپلها شروع میشود و نباید برای آن به دنبال دستاورد آنی بود. چون طبقهی به حرکت درامده، فرودست است. درست است که ناآرامیهای اخیر به ظاهر از بازار و مطالبات صنفی آغاز شد ولی واقعیت این است که به دلیل پایین آمدن ارزش پول ملی ما، لایههای پایین جامعه به حرکت افتاده بودند. این حرکتها به شدت کور است، اقتصادی است، شعار مشخصی ندارد، هدفش مشخص نیست و هیجان را لبریز کرده و در حال تخلیه آن است و همین مساله او را رو به سوی تندروی و رادیکال شدن میبرد؛ خطر نیز در همین نقطه است. این حرکت، جنبش، ناآرامی یا حتی اغتشاش و آشوب (با هر نامی که خوانده شود) عقیده من بر این است که بزرگترین دستاورد او این خواهد بود که نظام حکمرانی و دولت را به فکر فرو ببرد که شرایط هماکنون شرایط خطر است و شاید هر لحظه اتفاقی بیافتد. گمان میرفت حرکت صورت گرفته به غارت کردن فروشگاهها منجر شود بنابراین قابل مقایسه با سال ۱۴۰۱ نیست.»
به عنوان نتیجه این بحث او اشاره دارد: «بنابراین از حالا به بعد هر حرکتی صورت بگیرد انگیزه اقتصادی است؛ تورم، بیکاری، ناامیدی و سرخوردگی قشر جوان جامعه است. در این میان دشمن خارجی میخواهد بیاید و سوار موج شود کمااینکه تا کنون هم همین کار را انجام داده تا منافع خود را برداشت کند. همین مساله موجب تعجب میشود که همچنان در داخل سیستم افرادی هستند که باز هم شبیه به دهه ۷۰ و ۸۰ دعوای جناحی راه میاندازند؛ در حالی که داستان از این حرفها عبور کرده و باید فکری برای آن کرد.»
دلسوزان جامعه میدانند آشوب راه حل نیست
برای عبور از این ناآرامیها و حل کردن مساله شریفی یزدی عقیده دارد که بهتر است: «نظام حکمرانی اولا همه چیز را بشنود و اتاق فکری خود را از خودیها بیرون بیاورد و به غیرخودیها تریبونی برای تفکر دهد تا آنها واقعیتهای کف جامعه را آنگونه که هست توضیح دهند نه براساس منافع گروهی و جناحی. باید افرادی که واقعا دلسوز جامعه و نظام حکمرانی هستند حق اظهار نظر داشته باشند. آنان میدانند آشوب در نهایت به نفع جامعه نیست. از سویی جامعه ما نیاز به تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارد و مادامی که در حال ترمیم اوضاع هستیم باید بدانیم که تغییرات نباید با خشونت باشد چون ضرر آن آنقدر برای مملکت زیاد است که میتوان اطمینان داشت ایران اصلا تاب چنین مساله را ندارد.»