پادشاه سعودی دستور داده است تا ۱۳۰۰ زائر از یکصد کشور به هزینه وی امسال به حج مشرف شوند.
۹۰۳ مطلب
پادشاه سعودی دستور داده است تا ۱۳۰۰ زائر از یکصد کشور به هزینه وی امسال به حج مشرف شوند.
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در ریاض بازتاب چرخشی مهم در سیاست خارجی آمریکا بود؛ عبور از ارزشگرایی آرمانخواهانه به واقعگرایی مصلحتاندیش. او با انتقاد از رویکردهای مداخلهجویانه گذشته، بر دیپلماسی فعال، حضور پایدار آمریکا در خاورمیانه و جذب سرمایهگذاری تأکید کرد. در مقابل، بایدن اگرچه با شعار بازگشت ارزشها آمد، اما بهسرعت از مواضعش عقب نشست. سیاست ترامپ، اگرچه بحثبرانگیز، اما بر پایه واقعیتهای ژئوپلیتیکی امروز شکل گرفته است.
سفر اخیر ترامپ به خلیج فارس با دو هدف راهبردی انجام شد: جهانیسازی شعار «اول آمریکا» و احیای «صلح آمریکایی» برای مهار نفوذ چین. او با وعده سرمایهگذاریهای کلان از کشورهای عربی، در پی بازتعریف نظم منطقهای بدون ملاحظه اسرائیل و سنتهای دیپلماتیک گذشته است. پیام پنهان سفر، موازنهسازی علیه چین، تضعیف اوپکپلاس و بازسازی برند آمریکا در نظم چندقطبی جدید بود؛ نظمی که تلآویو را بهتدریج از مرکز معادلات دور میکند.
سفر سهروزه ترامپ به عربستان، قطر و امارات، نشانه چرخش بیسابقه در سیاست خاورمیانهای واشنگتن بود: نزدیکی استراتژیک به ریاض، نادیدهگرفتن اسرائیل و پیگیری توافق با ایران. از قراردادهای میلیاردی تا لغو تحریم سوریه و گفتوگو با حماس، همگی نشانگر شکاف عمیق میان ترامپ و نتانیاهو است. درحالیکه تلآویو منزویتر از همیشه بهنظر میرسد، کشورهای عربی خلیجفارس در حال تبدیلشدن به شریک اول آمریکا در منطقه هستند.
به اعتقاد تحلیلگران، این رویدادها نشان میدهد که عربستان سعودی در حال برنامه ریزی برای یک تغییر عمده در دکترین و ساختار عملیات هوایی و نظارتی خود است.
سفر اخیر ترامپ به خاورمیانه، نمایش باشکوهی از چرخش سیاست آمریکا بهسوی معاملهمحوری و دوری از موعظهگری اخلاقی بود؛ رویکردی که با ستایش از قدرتهای خلیج فارس، لغو تحریم سوریه و نادیدهگرفتن بحران غزه همراه شد. درحالیکه ترامپ از طرح «اسکان مجدد» دفاع میکند، گرسنگی و محاصره در غزه ادامه دارد. این سفر، پرسشی جدی را طرح کرد: آیا قدرتهای نوظهور منطقه، بازیگرند یا صرفاً دکور صحنهای برای نمایش سیاست آمریکا؟
در آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، روابط اسرائیل و آمریکا حالتی شبیه به «ماه عسل» داشت، اما اکنون این رابطه به بحرانی عمیق رسیده است. ترامپ برخلاف دوره نخست، دیگر منافع اسرائیل را در اولویت نمیبیند و اقداماتش از مذاکره با ایران تا عقبنشینی از حمایتهای اقتصادی و امنیتی، نتانیاهو را به حاشیه رانده است. تحلیلگران معتقدند که ترامپ، نتانیاهو را نه شریک، بلکه مانعی برای سیاستهای منطقهای خود میداند.
سفر اخیر ترامپ به خاورمیانه نشاندهنده تغییر اساسی در رویکرد آمریکا بود؛ جایی که تمرکز از اسرائیل بهسوی کشورهای ثروتمند خلیج فارس تغییر یافته است. او بدون هماهنگی با نتانیاهو، تحریمهای سوریه را لغو، با حوثیها آتشبس امضا و درباره توافق صلح با ایران مذاکره کرد. ترامپ اسرائیل را از مرکز سیاستهایش کنار زده و اولویت را به تجارت با عربستان و دیپلماسی در منطقه داده است؛ تغییری که جامعه اسرائیل را نگران کرده است.
دکترین معاملهمحور ترامپ، رویکردی واقعگرایانه و غیرایدئولوژیک به سیاست خارجی است که بر منافع اقتصادی مشترک و مذاکره با هر کشوری حتی دشمن تأکید دارد. ترامپ در سفرش به خاورمیانه با لغو تحریم سوریه و تلاش برای توافق هستهای با ایران، این دکترین را آزمود. اما بیتوجهی او به ارزشهای سنتی آمریکا و حمله به رؤسایجمهور پیشین، خطر تکرار اشتباهات تاریخی مانند نیکسون را بههمراه دارد.
در پایان سفر پرهیاهوی ترامپ به خلیج فارس، نه «معامله بزرگ»، بلکه مجموعهای از توافقهای اقتصادی و نظامی حاصل شد. همزمان، ترامپ با تغییراتی آشکار در سیاستهای خاورمیانهای خود، از گفتوگو با ایران، لغو تحریم سوریه و آتشبس با حوثیها سخن گفت؛ تحولاتی که با بیتوجهی به اسرائیل و دوری روزافزون از نتانیاهو همراه بود. شکاف راهبردی میان واشنگتن و تلآویو اکنون بهوضوح در حال گسترش است.