نماینده مردم تهران گفت: آن روز که اعتراضات اتفاق افتاد ما درخواست ماده ۲۳۴ کردیم تا بررسی کنیم که چرا این اتفاق افتاد و یکی از دلایل آن دیر قطع شدن اینترنت بود که در همان ایام هم خیلی از نمایندگان اعتراض داشتند و حدود ۶۰ نماینده هم امضا کردند.
۱۹ مطلب
نماینده مردم تهران گفت: آن روز که اعتراضات اتفاق افتاد ما درخواست ماده ۲۳۴ کردیم تا بررسی کنیم که چرا این اتفاق افتاد و یکی از دلایل آن دیر قطع شدن اینترنت بود که در همان ایام هم خیلی از نمایندگان اعتراض داشتند و حدود ۶۰ نماینده هم امضا کردند.
حقوقدان و مدرس دانشگاه با بیان اینکه بخش عمده اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ ناشی از نارضایتی عمومی بود، گفت: اگر واقعاً دلسوزان نظام بخواهند دنبال علت بگردند و به صورت جدی قضیه را مورد بررسی قرار دهند، یکی از راهها برگشت به خود قانون اساسی و اصول معطل مانده آن است.
غلامعلی رجایی، فعال سیاسی، در ارزیابی موج اخیر بازداشتها و احضار اعضای جبهه اصلاحات و برخی چهرههای منتقد تأکید کرد: «این اقدامات، در شرایط پس از اعتراضات دیماه، نهتنها کمکی به ثبات کشور نمیکند، بلکه میتواند بر شکنندگی فضای سیاسی و اجتماعی بیفزاید».
در مورد آن دسته از بازداشتشدگانی که اطمینان دارید جزء گروههای سازمانیافته نیستند و عوامل و محرکهای دیگری آنها را به خیابان کشانده است، به جای بازجوییها و دادگاههای معمول یا اخذ تعهد و ایجاد سابقه، از گروهی از جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی بخواهید در محیطی آزاد با ایشان گفتوگو کنند و علت اعتراض و خشم و هیجان آنان را دریابند.
مکانیزمها برای اعتراض بسته است، یک کارگر که چند ماه است حقوق نگرفته چگونه باید اعتراض خود را اعلام کند؟ طبیعی است که این انفجارها صورت میگیرد. عمدتا ایندفعه معترضین از طبقات پایین جامعه هستند. آمارها این موضوع را نشان میدهد. طبقه متوسط احساس نابرابری دارند، اما طبقه پایین با پوست و گوشت این نابرابری را درک میکنند.
امروز ایران در وضعیت بسیار حساسی به سر میبرد. افرادی که مسئولیت بیشتری دارند، باید مسائل را جدی بگیرند و به دنبال ارائه راهحل برای برونرفت از آن باشند. نباید تصور کرد که بحران را میتوان با مسدودکردن اینترنت حل کرد. حقیقتا به این شور زندگی شرافتمندانه، حقطلبانه، عدالتخواهانه و تحولخواهانه و صلحآمیز در ملت و به این میل به مشارکت و حقوق و آزادیها احترام بگذاریم و اجازه بدهیم تداوم یابد. این مردم سزاوار زندگی بسیار بهتر از این هستند.
زمینه ادامه اعتراضات وجود دارد. چارهای نداریم جز اینکه اصلاحات سیاستی انجام دهیم و این اصلاحات به جز اینکه مردم احساس مشارکت کنند و احساس کنند که بخشی از حل مسئله هستند، شدنی نیست. مردم میتوانند به حاکمیت اعتماد کنند؛ در شرایطی که احساس کنند حاکمیت به آنها اعتماد دارد.
مشکل اصلی کار در ایران و پارادوکسی که اصلاحطلبان در ایران با آن روبهرو هستند، این است که با ایده دموکراسی آشنا شدهاند. میدانند که ایده دموکراسی در برخی از موارد مطلوبیتهایی برای کسب قدرت سیاسی دارد. به همین دلیل هم اسم حزب را میگذارند «مشارکت». مسئله این است که چطور میتوانیم ظرفیت را افزایش دهیم. وقتی برابری اولیه به وجود آمد و مشارکت سیاسی در حد رأیدادن هم به وجود آمد، در مرحله بعد مشارکت در قدرت به وجود میآید.
شاید هیچ چیز بهتر و دقیقتر از ناکارکردی نهادهای اجتماعی در ایران نتواند توصیفکننده وضعیت ناپایدار و شکننده کنونی جامعه ایران باشد. مهمترین نهادهای اجتماعی عبارتند از: نهاد آموزش، رسانه، اقتصاد، خانواده، دین و دولت. با اطمینان میتوان گفت که بیشتر این نهادها فاقد کارکردهای قابل انتظار خود هستند و هرکدام به نحوی دچار اختلال شدهاند.
در ۱۵-۱۰ سال گذشته، حجم نیازها، انتظارات، خواستهها و امیال جامعه نسبت به گذشته هزاران برابر شده است، آن هم در شرایطی که پاسخی متناسب با ظرفیتهای اقتصادی جامعه هم داده نمیشود. به همین دلیل جامعه ناراضی متولد شد، این طور نیست که این جامعه فقط از حکومت ناراضی باشد، از خودش هم ناراضی است.