یک جامعهشناس گفت: غمِ وضعیتِ جامعه بسیار بزرگ است، اما باید آن را به کار بزرگ تبدیل کنیم: حمایت از کودکان کار، مادران سرپرست خانوار، بیماران صعبالعلاج، و شبکههای مراقبت اجتماعی. اگر فردا وضعیت کشور سختتر یا حتی جنگی شود، این شبکههای مراقبت حیاتی میشود.
محمد مهاجری، فعال سیاسی، با اشاره به شرایط فعلی کشور، از وجود بنبست در برخی حوزهها سخن گفت و تأکید کرد بخش قابل توجهی از این وضعیت، محصول تصمیمها و رویکردهای نادرست در درون ساختار حکمرانی است. «مجموعه حاکمیت، سیستم سیاسی و اجرایی کشور» در شکلگیری برخی از این بنبستها نقش داشتهاند؛ گاهی تحلیلهای نادرست یا تصمیمگیریهای اشتباه، کشور را به نقطهای رسانده که اکنون از آن به عنوان بنبست یاد میشود. در برخی موارد نهتنها در تشخیص مسئله، بلکه در انتخاب روشها نیز خطا صورت گرفته است.
مدتهای طولانی است که نظام حکمرانی ناکارآمد در کشور ما مشکلات و نارضایتیهای عدیدهای را در سطوح مختلف، اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پدید آورده است.
یک جامعهشناس گفت: آنچه اتفاق افتاد، اعتراض عمومی به ناکارآمدی اقتصادی بود که بهسرعت سیاسی شد و در دل آن ناکارآمدی حکمرانی دیده میشد. اعتراض، اعتراض به حاکمیت بود.
یک استاد دانشگاه گفت: شاخصهای حکمرانی خوب باید در رویکردها، اعمال و اقدامات حکمرانان کشور وجود داشته باشد. معمولا از «پاسخگویی» به عنوان حلقه مفقوده نظام اداری کشور یاد میکنم. به نظر میرسد پاسخگویی در کشور ما گم شده و بسیاری از آنها که دارای مسئولیت و اختیارات در حوزههای مختلف هستند پاسخگو نیستند.
مهمترین ناترازی موجود کشور، ناترازی شناختی از مسائل و واقعیتهای کشور است. گویی بخش مهمی از سیاستگذاران و صاحبان قدرت به صورت حباب زندگی میکنند و در نتیجه دچار شناختی کاملاً مغایر با شناخت عمومی شدهاند و اولویتهای مسائل آنان به کلی متفاوت از اولویتهای مردم است؛ در نتیجه مسائل اصلی را نمیشناسند و هیچ راهحل و انگیزهای هم برای حل آنها ندارند.
مسئله ایران امروز نه کمبود شعار درست است و نه فقدان تحلیل سیاسی؛ مسئله، فقدان دادههای معتبر و فصلالخطاب و امتناع نهادی از شنیدن صدای جامعه و مصادره آن از طریق روایتسازی از سوی همه جناحهاست؛ هرچند سهم اصلی در این میان با حکومت است. فضای مجازی و الگوریتمهای حاکم بر آن و نیز انحصار صداوسیما، این فرآیند را تشدید کردهاند. تا زمانی که از پذیرش واقعیت مبتنی بر پژوهش، امتناع میکنیم، هر کس از ظن خود یار مردم خواهد شد و جامعه، یا بیصدا میماند یا پرصدا میشود؛ و سیاستگذاری، همچنان در توهم پیش…
رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه نباید جابجایی صندلی نقش و ماهیت ما را عوض کند، گفت: این خطر بزرگی است و میتواند خطر بزرگی برای حکمرانی و رفتارهای فردی ما در حوزه مسائل تربیتی و اخلاقی باشد.
سالهاست سیاستمداران ما دارند کشور ۹۰ میلیونی ایران را با آنهمه تنوع ـ در قوم، دین، مسلک و مرام، آبی و قرمز، بادین و بیدین، پیر و جوان، زن و مرد، چپ و راست را ـ درست مثل یک لیگفوتبال اداره میکنند؛ آنهم لیگیکه در آن فقط یکتیم، یعنی تیم خودشان میتوانند، هم رئیس فدراسیون، هم تمام مربیها و داورها و حتی بازیگران همه تیمها ـ حتی تیمهای رقیب ـ را انتخاب کنند آنهم درحالیکه فقط هواداران دوآتشه آن یکتیم حق دارند بوق و بوقچی با خودشان به ورزشگاه بیاورند.