ترنج

دونالد ترامپ

۴۳۹۱ مطلب

  • ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در عمان، پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان، به آزمونی برای آینده امنیت هسته‌ای جهانی تبدیل شده است. تجربه برجام نشان داد محدودیت‌های فنی و راستی‌آزمایی، بدون تضمین‌های حقوقی و عملیاتی برای حفاظت از تأسیسات، کافی نیست. حملات اخیر، رژیم عدم اشاعه و اعتبار حقوق بین‌الملل را تحت فشار قرار داده است. اکنون مذاکرات مسقط باید فراتر از غنی‌سازی و تحریم‌ها، چارچوبی الزام‌آور برای جلوگیری از اقدام نظامی و تضمین ایمنی هسته‌ای ایجاد کند.

  • روابط واشنگتن و تهران بار دیگر میان دیپلماسی و تهدید نظامی معلق مانده است. ترامپ فشار را ابزار اقناع می‌بیند، درحالی‌که نتانیاهو هر توافق محدود به پرونده هسته‌ای را ناکافی می‌داند و خواهان امتیازگیری حداکثری است. این شکاف، مذاکرات را زیر سایه بازدارندگی نظامی قرار داده و خطر تشدید تنش را افزایش داده است. مقایسه ایران با عراق یا ونزوئلا ساده‌انگارانه توصیف می‌شود؛ زیرا فشار اقتصادی لزوماً به فروپاشی نمی‌انجامد.

  • نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد برخلاف اجماع گسترده سال ۲۰۰۳ برای حمله به عراق، اکثریت آمریکایی‌ها با اقدام نظامی علیه ایران مخالف‌اند. تنها حدود یک‌پنجم از حمله حمایت می‌کنند و حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز وحدت نظر وجود ندارد. تجربه پرهزینه جنگ عراق همچنان بر افکار عمومی سایه انداخته و امروز به اجماعی علیه تکرار آن تبدیل شده است. در چنین فضایی، ترامپ میان فشار جریان‌های تندرو و بی‌میلی جامعه به جنگ، فعلاً مسیر احتیاط و گفت‌وگو را برگزیده است.

  • استقرار ناوگان‌های آمریکایی در کارائیب و اطراف ایران، هم‌زمان با تأکید بر «چرخش به آسیا»، از تناقضی راهبردی در سیاست خارجی ترامپ حکایت دارد. رویکرد مبتنی بر «قانون جنگل» و فشار بر متحدان، اعتماد فراآتلانتیکی را فرسوده و بازدارندگی در برابر چین را تضعیف کرده است. در حالی که آسیا موتور رشد اقتصاد جهانی باقی می‌ماند، تمرکز بر بحران‌های انتخابی مانند ایران یا گرینلند می‌تواند منابع آمریکا را منحرف کند. منتقدان این مسیر را «هژمونی شکارچیانه» می‌دانند که در جهان چندقطبی پایدار نخواهد ماند.

  • در حالی که رسانه‌های غربی از برگزاری دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو خبر می‌دهند، لحن تهدیدآمیز رئیس‌جمهور آمریکا، سخن از «ضرب‌الاجل» و گزارش‌ها درباره انتقال سندی از مطالبات واشینگتن به تهران، این تردید را ایجاد کرده است که نشست پیش‌رو بیش از آنکه میدان چانه‌زنی باشد، صحنه اتمام حجت سیاسی باشد.

  • هم‌زمان با آماده‌سازی مسقط برای دور تازه گفت‌وگوهای تهران–واشنگتن، آمریکا با اعزام ناوهای هواپیمابر و تقویت حضور نظامی در غرب آسیا، راهبرد «مذاکره از موضع قدرت» را دنبال می‌کند. ترامپ توافق را ترجیح می‌دهد، اما شروط سخت‌گیرانه را حفظ کرده و گزینه نظامی را منتفی نمی‌داند. در مقابل، نتانیاهو تلاش می کند با برجسته‌سازی تهدید موشکی ایران، واشنگتن را به تشدید فشار یا اقدام عملی سوق دهد. آینده مذاکرات میان دیپلماسی، بازدارندگی و رقابت راهبردی تل‌آویو و تهران در نوسان است.

  • رئیس‌جمهور آمریکا با تکرار مواضع سخت‌گیرانه خود درباره ایران اعلام کرد در صورت ارائه «توافقی درست و واقعی» از سوی تهران، واشنگتن دست به حمله نخواهد زد؛ او در عین حال با رد هرگونه غنی‌سازی از سوی ایران، مدعی شد که مذاکرات با ایران دهه‌هاست ادامه دارد و بهترین سناریو، «تغییری اساسی» در این کشور خواهد بود.

  • انقضای پیمان «نیو استارت» نماد فرسایش نظم هسته‌ای مبتنی بر اعتماد و راستی‌آزمایی است. نویسنده استدلال می‌کند رویکرد معاملاتی و مقطعی دونالد ترامپ سازوکارهای کاهش عدم‌قطعیت را تضعیف کرده و خطر سوءمحاسبه و مسابقه تسلیحاتی را افزایش داده است. با حذف بازرسی‌ها و تبادل داده‌ها، «زمان نهادی» جای خود را به «زمان معامله‌ای» داده؛ جایی که نتیجه لحظه‌ای بر دوام توافق می‌چربد و اعتبارِ انباشتی قربانی سود کوتاه‌مدت می‌شود.

  • در میانه جشن‌های سالگرد انقلاب، نمایش موشکی ایران و آزمایش ضدبالستیک اسرائیل هم‌زمان با مذاکرات دشوار تهران–واشنگتن، نبردی فراتر از گفت‌وگوی فنی را رقم زده است. ترامپ به‌دنبال «معامله‌ای بزرگ» بدون ورود به جنگ است؛ ایران توافقی آبرومندانه می‌خواهد که تسلیم تلقی نشود. اسرائیل گنجاندن موشک‌های بالستیک را شرط امنیت وجودی خود می‌داند. پیشنهادهای هسته‌ای ایران با فشار تحریم‌ها همراه است، اما گره موشکی می‌تواند توازن شکننده مذاکرات را بر هم زند.

  • توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ که زمانی نماد گشایش تاریخی میان ایران و غرب بود، امروز بیش از هر چیز به فرصتی از دست‌رفته شباهت دارد. بن‌بست دیپلماتیک، بی‌اعتمادی متقابل، بازی فرسایندهٔ تحریم و غنی‌سازی، و تفسیرهای متضاد از «روح توافق» مانع هرگونه پیشرفت شده‌اند. در این میان، چرخش آرام کشورهای عربی و هراس مشترک از جنگ، تنها عامل مهارکنندهٔ تنش است؛ هرچند فشارهای سیاسی، تهدید نظامی و رقابت‌های منطقه‌ای همچنان مسیر تقابل را زنده نگه داشته‌اند.

تبلیغات