آن روزها به جادوییترین روزهای زندگی ما بدل شد. هرکس پیعلاقه خود رفت؛ عکاسی، طراحی و فیلمسازی. کسی ترجمه را دنبال کرد و یکی شعر را و دیگری روزنامهنگاری و... و در تمام این مسیرها علی دهباشی خسته اما استوار همراه و هادی این جمع بود. حالا سالهاست که دست سرنوشت باعث شده تا آن دفتر تاریخی جمع شود و آقای سردبیر به ناچار کارهای مجله را از منزل پیگیری کند.